تبليغاتX
هر ستاره شبی ست که از تو دورم
هر ستاره شبی ست که از تو دورم
قالب وبلاگ

دلم غاری می خواهد و خوابی سیصدساله و یارانی جوانمرد

می خواهم چشم برهم بگذارم و ندانم که آفتاب کی برمی آید و کی فرو می شود.

و ندانم که کدامین قرن از پی کدام قرن می گذرد.

و کاش چشم که باز می کردم ....

دیگر دقیانوسی نبود

و

سکه ها از رونق افتاده بود .



** آدم است دیگر...

یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد .

دوست دارد بردارد خودش را بیندازد دور...


*برا همیشه از شر امتحانای کوانتوم خلاص شدم، کم نعمتی نیس...

*فعلا هیچ چیز سخت تر از این نی که هر روز مامان پیش چشمام نیست...

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 1:40 ] [ یاس ] [ ]

دلم را سپردم به بنگاه نیا

و هی آگهی دادم اینجا و آنجا

و هر روز ، برای دلم

مشتری آمد و رفت

و هی این و آن

سرسری آمد و رفت.


ولی هیچ کس واقعا

اتاق دلم را تماشا نکرد

دلم قفل بود

کسی قفل قلب مرا وا نکرد.


یکی گفت :

پر از دود و آه است

یکی گفت :

چه دیوارهایش ساه است !

یکی گفت :

چرا نور اینجا کم است

و آن دیگری گفت :

و انگار هر آجرش

فقط از غم و غصه و ماتم است !


و رفتند و بعدش

دلم ماند بی مشتری

و من تازه آن وقت گفتم :

خدایا تو قلب مرا می خری ؟


و فردای آ روز

خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه

پشت خود بست

و من روی آن در نوشتم

ببخشید ،دیگر

برای شما جا نداریم

ازین پس به جز او

کسی را نداریم.


                                                                   عرفان نظرآهاری




[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 16:17 ] [ یاس ] [ ]

بنال بلبل اگر با منت سر یاریست .....


حالم گرفته ازین شهر...

که آدم هایش همچون هوایش ناپایدارند .

گاه آنقدر پاک که باورت نمی شود .

گاه چنان آلوده که نفست می گیرد .

.

.

* دوش رفتم به در میکده خواب آلوده                خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده

آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش                  گفت بیدار شو ای رهرو خواب آلوده

شست و شویی کن و آنگه بخرابات خرام               تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده


**خمش باش یاس !


[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 16:27 ] [ یاس ] [ ]
مادر يعني به تعداد همه روزهاي گذشته تو، صبوري!

مادر يعني به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي!

مادر يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي کودکانه تو، بيداري !

مادر يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد!

مادر يعني بهانه در آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود!

مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن....


خدایـــــــــــــــــــــــــــا

برگ گلمو برام حفظ کن.


** مـــــــــــــــــــــــــــــــن .تو این روزا :



[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 2:40 ] [ یاس ] [ ]

کمی آهسته تر رد شو


کمی آهسته تر خسته...


کمی آهسته تر بد شو...

کمی آهسته تر بد شو...

کمی آهسته تر بد شو...

کمی آهسته تر بد شو...

کمی آهسته تر بد شو...



** از نامه سیاه نترسم که روز حشر

با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم

[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 15:36 ] [ یاس ] [ ]
از دل تنگ گنهکار بر آرم آهی

              آتش اندر گنه آدم و حوا فکنم 

                                

                                              از دل تنگ گنهکار بر آرم آهی

                                                             آتش اندر گنه آدم و حوا فکنم


دل تنگ گنه کار....


گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم

همچنان چشم گشاد از کرمش می دارم


یارب این آتش که در جان من است

سرد کن زان سان که کردی بر خلیل


[ پنجشنبه هشتم دی 1390 ] [ 1:31 ] [ یاس ] [ ]


زمان آدم‌ها را دگرگون می‌کند، اما تصویری که از ایشان داریم را ثابت نگه می‌دارد... و در اين ميان هیچ چیز دردناک‌تر از این تضاد میان دگرگونی آدم‌ها و ثبات خاطره هايشان نیست.

"مارسل پروست''


فکر کن ... :


هنگامی که احساس میکنی ضعیف تر از همیشه ای ، قوی تر از هر زمان برخورد می کنی .

هنگامی که احساس می کنی به قعر افتاده ای ، ناگهان اوج می گیری.

این تضادها به هم همپوشانی می دهند و ما چه سریع تغییر می کنیم .

ناامیدی تنها با لبخند ساده یک غریبه ، تبدیل به امید می شود .

اعتماد به نفس با حضور یافتن پدیده ای ناآرام ، جای خود را به ترس می دهد . 


چطور در ابتدای راه به پایان آن میرسی و لحظاتی که ایمان داری دقیقا مقصد را می شناسی ، دچار سردرگمی می شوی !

                                      

                                                                                   " برای تمام خاطرات سپاسگزارم "

[ دوشنبه پنجم دی 1390 ] [ 16:20 ] [ یاس ] [ ]

راکدم

خسته  ی خسته

همه چیز معلقه

مسائل فصل دو پر از علامت سواله .

پرتوهای کیهانی منتظر من که ثبت بشن

و من در عین سکون در حال فرار از ثبت هر پرتو و هر ذره و هر بهمن و ثابت کردن هر لحظه ای از یاس...

فقط امتحانای ستاره و سیاهچاله س که خوب پیش میره . 

برخلاف  امتحانای تو که دیگه برام غریبه....



روزامو تو تنهایی و تاریکی میگذرونم

شاید به تاریکی اون فضاهای بین ستاره ای که نمیدونم اون وسط  آسمون چیکار میکنن ...؟!

ولی  با دوستای آبی آبی آبی ... که نمیخام باهم بودنمون تموم بشه.

و ... تو .. که ...

و حرفای دور و نزدیک تلخی  که یاسو نمیبینن ، که این دلو نمیشکنن.... ولی کاش زده نمی شدن.

و منی که اندیشه آزار کسانم در سر نیست


این بارم نتونسم بی هوا بمونم و با وجود سرما کاری کردم کلید پشت بوم دست خودمه و منم و جبار و ام 31 و ... 


اومدم خونه

منی که فراریم از این خیابونا ..

ولی برای آرامش مامان و شادی بابا .

و بازم یه دسته گل کنار آینه . این بار نرگس و همیشه بهار . 


کو بنده پرور آید !



**ای کاش که من غریبه بودم با تو ...

انگار تو با غریبه ها خوبتری !

[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 21:46 ] [ یاس ] [ ]
 

خدایا دلم می خواهد شبیه بی کس ترین آدم های روی زمین باشم .

شبیه آدم هایی که جز تو یاوری ندارند.

 

 چگونه به من محبت میکنی در حالی که در سرزمین وجودم فصل سرد شیطانی حاکم است .

 

            

 

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن

که دوست خود روش بنده پروری داند

غلام همت آن رند عافیت سوزم

که در گداصفای کیمیاگری داند

وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی

وگرنه هرکه تو بینی ستمگری داند

!!

 

 

* دلیل همدم نبودنهایت را فاش کن!

 

[ شنبه دوازدهم آذر 1390 ] [ 10:45 ] [ یاس ] [ ]
 

یاس با ربع قرن تجربه !

تجربه های شیرین

تجربه  های تلخ

تجربه های سنگین ، سخت ، پر هزینه

تجربه هایی که  باید درس بشن و همیشه  نمیشن .

...

 تولدت مبارک یاس .

 

ما در درون سینه هوایی نهفته ایم

برباد اگر رود ، دل ما زان هوا رود

 

 

*نواختر... ستاره ای که  در فواصل زمانی یکسان تکرار میشه

و تکرار شدنش به دلیل ماده ایه که به طور یکنواخت  از محیط اطرافش به جرمش اضافه میشه ..

می بینی یاس...

و  ابرنواختر :  تکرار نشدنی  و تاثیرناپذیر از محیط . و تنها یک بار در دوره عمرش اتفاق میفته !

"تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل"

 

* خدایا کادومو بده...

 

 

[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 15:12 ] [ یاس ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به نام پروردگار توانایم....
هرگاه یاد گرفتی به پشتوانه استوار هیبت معبودت تکیه کنی
می تونی به پشتوانه همون خودت رو برای انجام هرکاری باور داشته باشی.
باور داشته باش که خدا قهار و غالبه.
و هو بکل شی قدیر.
اون وقت باور داشته باش که می تونی ازش مدد بگیری.
تکیه کن و چشماتو ببند و همه چیز حل میشه.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
امکانات وب